مسئله مدرسه
مسئلهٔ مدرسه؛ درنگی در بابِ وضعیت، انسان، آموزش و تربیت در روزگار ما
«حالِ مدرسه خوب نیست!»
این جمله دیگر فقط یک شکایت ساده نیست؛ رنجی عمیق است که در وجود معلمان، مدیران و دانشآموزانِ امروز جریان دارد. ما خستهایم؛ خسته از دویدنهای بیپایان، بخشنامههای بیثمر، سندنویسیهای مکرر و تغییراتی که هر بار وعدهٔ بهبود میدهند، اما حالِ مدرسه را بهتر نمیکنند. با آنکه هنوز معلمان و مدیرانِ دلسوز و بااراده بسیارند و دانشآموزانِ مستعد و پرتلاش نیز کم نیستند، چرا مدرسه کاراییِ لازم را ندارد؟
«مسئله مدرسه» فراتر از یک دورهٔ آموزشی، دعوتی است به درنگ و تأملِ جمعی.
ما در پیِ ارائهٔ تکنیکها و راهحلهای از پیش آماده نیستیم. آنچه به دنبالِ آن هستیم، «خِرد جمعی» است؛ عقلانیتی که از دلِ گفتوگوهای واقعی، بازخوانیِ تجربهها و فهمِ عمیقِ موقعیتِ انسانیِ ما شکل میگیرد.
این وقوفِ دوماهه برای کسانی است که مدرسه برایشان فقط «محل کار» نیست؛ بلکه عرصهٔ زیستن، اندیشیدن و کنشگریِ آگاهانه است.
بعثت امید
درنگی قرآنی در باب پیامدهای امیدبخش جهاد و استقامت
فرارسیدن لحظه سرنوشتساز جنگ با آمریکا و بعثت ملت ایران در پی آن، نویدبخش طلوع دورانی جدید است که در آن انسان ایرانی خود را حامل رسالتی الهی یافته و گویی خداوند متعال برای امداد او، نیروی امید جدیدی به جهان افزوده است. نیرویی که تا پیش از این در دسترس نبود. بعثت ملت بلوغی در عقلانیت و شوری در افقمندی زندگی آفریده که گویا او از پس دوران جهاد و استقامت، خودی دیگر را ملاقات میکند که مجهز به امیدی ناآشنا اما موجه شده است.
او آیه «وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا» را معیار سلوک امیدوارانهاش ساخته و سرنوشت را در بحبوحه جهاد و استقامت، به آیندهای حواله میدهد که شاید در گذشته، مبدأ یأس و هراس او بود. به واقع ماهیت و پیامدهای جهاد و استقامت چیست که امیدی این چنین جسورانه در دل ملت زنده میکند و او را به تجلی شکوهمند «وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ» تبدیل میکند؟!
مسأله قم | گفتگوهایی انتقادی درباره مسائل شهری قم
در دهههای اخیر، شهرهای ما صحنهی انبوه مداخلات بودهاند؛ طرحهای عمرانی و فرهنگی، پروژههای اقتصادی و اجتماعی، بزرگراهها و برجهایی که بیوقفه ساخته شدهاند. اما در پسِ این هیاهو و ساختوساز، پرسشی پابرجاست: چرا با وجود این همه تلاش، شهرهای ما زیستپذیرتر، آرامتر و انسانیتر نشدهاند؟
شهرخوانی از دل همین ضرورت زاده شده است؛ تلاشی برای احیاء نگاه زنده، برای دیدنِ دوبارهی شهری که در هیاهوها محو شده است. شهرخوانی نه یک دورهی آموزشی، که تمرینی است برای اندیشیدن در دلِ شهر؛ برای دیدنِ دوبارهی آنچه در جریانِ بیوقفهی زندگی شهری از دست رفته است. ما بیوقفه ساختهایم، اما از «دیدن» بازماندهایم.
دوره «شهرخوانی» | سفری در دل اندیشههای شهری و بازاندیشی در نسبت «ما» با «شهر»
در دهههای اخیر، شهرهای ما صحنهی انبوه مداخلات بودهاند؛ طرحهای عمرانی و فرهنگی، پروژههای اقتصادی و اجتماعی، بزرگراهها و برجهایی که بیوقفه ساخته شدهاند. اما در پسِ این هیاهو و ساختوساز، پرسشی پابرجاست: چرا با وجود این همه تلاش، شهرهای ما زیستپذیرتر، آرامتر و انسانیتر نشدهاند؟
شهرخوانی از دل همین ضرورت زاده شده است؛ تلاشی برای احیاء نگاه زنده، برای دیدنِ دوبارهی شهری که در هیاهوها محو شده است. شهرخوانی نه یک دورهی آموزشی، که تمرینی است برای اندیشیدن در دلِ شهر؛ برای دیدنِ دوبارهی آنچه در جریانِ بیوقفهی زندگی شهری از دست رفته است. ما بیوقفه ساختهایم، اما از «دیدن» بازماندهایم.
زیستجهانِ اقتصاد ایران
روایتی انضمامی از جهانِ توسعه، سازوکارهای پیدا و پنهان و نیروهای موثر در اقتصاد ایران
“سرمایه داری، مهمترین مسئله مستحدثه زمان ماست”
اکنون قریب به پنجدهه از این جملهی فیلسوف انقلاب اسلامی، شهید مطهری(ره) گذشته است، اما آنچه در صحنه علم و سیاست و اقتصاد ایران منعکس میشود، گاه فهمهایی ساده، ناکافی و دور از واقعیت است.
اقتصاد تنها اقتصاد نیست! بلکه لایههای مختلف زندگی انسان امروز از آموزش و رسانه تا فرهنگ و سیاست و پزشکی و شهرسازی، تحت تاثیر مستقیم توسعه و اقتصاد قرار گرفتهاند، از این رو روایت واقعیت اقتصاد ایران و جهان به مثابه روایتی از واقعیت رخدادهای متنوع ملی و جهانی است.
امروز که بخش مهمی از جامعه نخبگانی حوزوی به درستی به “حل مسئله” میپردازد، ضروریست که “فهم مسئله” و “موضوعشناسی” به مثابه یک مقدمه واجب مورد توجه و دقت قرار گیرد.
رویداد آموزشی یکساله “زیستجهان اقتصاد ایران” عهدهدار این روایت تاریخی و انضمامی در جهت فهم مسئله های پیچیده و متنوع امروز است.
رویای انسانِ دانشگاه
گفتوگـوهایی صریـح پیــرامون نسبت انسانِ انقلاب اسلامی و دانشگاه در ایــران
دانشگاه به مثابه یک پدیده مرکب با دست بردن در هویت افراد، در حال تربیت نوع خاصی از انسان است؛ انسانی که جهتگیریها، باورها و اندیشههای او با آنچه که ما آن را انسان تراز انقلاب اسلامی میدانیم فاصله زیادی دارد. این درحالی است که پس از انقلاب اسلامی، با خودآگاهی نسبت به اثرات هویتی این نهاد مدرن، تلاشها و اقداماتی صورت گرفت تا اثرات هویتی این نهاد مدرن خنثی و بلکه به سمت مطلوب جهتدهی شود. ولی آنچه که در نهایت، قابل مشاهده است این است که اکثریت خروجیهای دانشگاه کماکان به همان آسیبهای هویتی دچار میشوند. چه عوامل و مؤلفههایی در دانشگاه در حال عمل است که هنوز شناسایی نشدهاند یا با وجود شناسایی، قدرت بر تغییر آنها نبوده است؟ چه موانعی بر سر تربیت چمرانها و فخریزادهها در دانشگاه وجود دارد؟ در این میان نقش کارگزاران دانشگاه، اساتید و دانشجویان دغدغهمند چیست؟ در این پرونده که کاری مشترک از مرکز اندیشهورزی و سیاستپژوهی پاد و مدرسه تفکر و نوآوری نگاه است، به دنبال پاسخ به این سؤالات هستیم.
دعوت (اخلاق کنشگری روحانیت در میدانهای اجتماعی)
“دعوت”، برنامه ای ترکیبی در موضوع کاربردی و مهارتی اخلاق کنشگری اجتماعی و مواجهه مؤثر مومنانه است. این برنامه با توجه به خلأیی که در طراحی و اجرای مؤثر این قبیل برنامهها وجود داشته و بهرهگیری از تجربیات مشابه طراحی گردیده است. ضمن اینکه در کنار مباحث مهارتی و مقدم بر آنها، طرح دو مبحث “بینشی” و “شناختی” در رابطه با حقیقت روابط انسانی دینی را ضروری میداند. درک از حقیقت روابط انسانی که ما از آن تعبیر به “دعوت” میکنیم ماهیتا با آنچه در جامعه بازاری شدهی تمدن غرب، مبتلا به آن است و شکلی از روابط سوداگرانه ، استیلائی و قیّممآبانه را شکل داده است، متفاوت است. ضروری است تا این حقیقت بخوبی درک شود و لوازم و اقتضائات آن در عرصه تبلیغ و کنشگری اجتماعی دیده شود.
نوجهان3 (نظم جهانی و خیزش نظم توحیدی مقاومت)
امروز متفکــرین و تحلیلگــران روابط بینالملل در بسیاری از محافــل علمی دنیـــا از تغییر در نقشـــه سیاسی دنیا و گـــذر تدریجی قدرت از غـــرب به شـــرق و تبدیل قاره کهن به کانـــون قدرت اقتصـادی، سیـاسی و نظامی دنیا سخن میگویند. وقـــوع حوادث و وقایع مختلف طی ســـالهای گذشته بر صحـــت و اعتبار این تحلیل افزوده است. لذا ما در پروسهی شکلگیری نظـــم جدیدی هستیم که هرگونه نقشآفرینی در آن، آگـــاهی به مسائل جهانی و حضـــور فعال ما را در صحنه جهـــانی میطلبد.