• روبیکا
  • بله
  • ایتا
  • تلگرام
  • روبینو
  • اینستاگرام
  • خانه
  • برنامه آموزشی
    • درسگفتار
    • دوره‌های بلند‌‌مدت
    • رویداد و نشست
    • بسته های جامع آموزشی
  • تولیدات ترویجی رسانه‌ای
  • پادکست راوی
  • درباره ما
    • درباره ما
    • مدرسین
    • نظرات دانشجویان
    • ارتباط با ما
  • اخبار
  • خانه
  • برنامه آموزشی
    • درسگفتار
    • دوره‌های بلند‌‌مدت
    • رویداد و نشست
    • بسته های جامع آموزشی
  • تولیدات ترویجی رسانه‌ای
  • پادکست راوی
  • درباره ما
    • درباره ما
    • مدرسین
    • نظرات دانشجویان
    • ارتباط با ما
  • اخبار
0 تومان 0 سبد خرید
|
ثبت نام | ورود
0 تومان 0 سبد خرید

وضعیت هویتی جامعه ایران؛ یکسان انگاری یا تکثرگرایی؟

هویت ایران امروز
ارسال شده توسط مدرسه تفکر و نوآوری نگاه
1401-10-17
7.18k بازدید
هویت ایران امروز دکتر میری

گفتگو با دکتر سید جواد میری، جامعه شناس و عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه پیرامون هویت ایران امروز

 

مدرسه نگاه: وضعیت کنونی ایرانیان چیست؟!

مدرسه نگاه: توصیف جنابعالی از وضعیت کنونی ایرانیان چیست؟! شما وضعیت ایران را «درآستانگی» می­دانید، آیا این درآستانگی نشان از برآمدن یک هویت جدیدی است؟! همانطور که گفته­اید، سوژۀ جدیدی متولد شده است که می­خواهد به­رسمیت شناخته شود. همچنین آیا این هویت جدید، متفاوت است از آن هویت تاریخیِ انسان ایرانی و یا گسسته از آن است؟!

پیش شرط شناخت هویت انسان ایرانی: شناخت تحولات جهانی و تعیین نسبت هویتی با نظم جهانی

دکتر میری: من یک نکته­ ای را ابتداء به ­ساکن تذکر بدهم؛ بسیاری از معماران سیاسی و روشنفکران و متفکران عرصه عمومی هستند _چه حوزوی و چه دانشگاهی_ که غالبا هویت ایرانی را به­ صورت منفک از تحولات جهانی صورت ­بندی نظری می­کنند. ممکن است از جنبه­ ای، به ­این معنا تلقی شود که هویت ایرانی یک جامعیتی دارد و قادر است در کرانه ­ای قرار گیرد و سامان­دهی نوینی از نظم اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی رقم زند و سپس از آن منظر با جهان روبرو شود.

واقع امر این است که در طول تاریخ بشریت، حداقل از زمانی که مکتوب شده است، هویت مقولۀ داد و ستدی بوده است و در این ارتباط من و تویی است که یا «ما» شکل می­گیرد و یا مرزبندی من با تو تثبیت می­شود و هرکدام زیست­ جهان و نظام معنایی خودمان را تشکیل میدهیم.

اگر اینرا مسامحتا بپذیریم، نکته ­ای که می­توان اضافه کرد این است که اگر می­خواهیم امروز، هویت انسان ایرانی را تعریف کنیم، نباید در انفکاک بنیادین از دیگری و دیگری ­ها یا آنچه جهان معاصر نامیده ­ایم، حل کنیم.

ممکن است کسی سوال کند که وقتی نمی­توانیم حل کنیم، یعنی برویم در آنها هضم شده و مثل آنها شویم؟! نه! اگر شما نسبت­های خودتان را با جهان کنونی مشخص نکنید و به­نوعی بازتعریف و صورت­بندی نکنید، اساسا قادر نخواهید بود نظم اجتماعی خودتان را شکل دهید.

ما نیازمند بازنگری بنیادین در باب مفهوم هویت هستیم؛ هویت به ­این معنا که اساس و بنیان ­های نظم اجتماعی ما بدون نسبت برقرار کردن با دیگری و دیگری­ ها در کلیت جهان امروز شکل نخواهد گرفت. مثلا امریکا صِرف یک کشور نیست، امریکا بیش و پیش از اینکه یک کشور باشد، یک نظم نوین جهانی است. حالا می­توانی با این نظم نوین جهانی، رویکردی مانند چین داشته باشی، رویکردی مانند کره­ شمالی داشته باشی و رویکردی هم مانند هند داشته باشی یا رویکردی مثل سوئد داشته باشی، رویکردها می­تواند متفاوت باشد، انتخاب این رویکرد هم ارادی نیست بلکه متکی است بر تحولات تاریخی­ ای که یک کشور و ملتی در طول چهارصد_پانصد سال تاریخ خودش، در یک موقعیتی قرار گرفته است.

موقعیت یا نظمی که امروز در آن قرار داریم و به آن نظم ایرانی می­گوییم، به­ نوعی متصل است به ظهور صفویه در ایران. ما یک موقعیتی در جهان یافته ­ایم، که وارث آن نظمی است که از دوران صفویه شکل گرفته است، صفویه نهادهای ما را شکل داده بود، ذهن و زبان ما را صورت­بندی کرده بود و تصوری که ما از خودمان داریم و همچنین دیگران از ما دارند و ما در دیالکتیکِ تصور خودمان و دیگری به موقعیت و وضعیتی رسیده­ایم. اگر بخواهیم این وضعیت را تداوم ببخشیم، باید در نسبت­های خودمان با دیگری­ها، دست به یک بازنگری­ای­ بزنیم.

 

مدرسه نگاه: اساسا دیگری انسان ایرانی کیست؟! مرزبندی هویتی ما چطور باید باشد؟!

هویت به مثابه امر سیاسی

دکتر میری: ما یک­بار می­توانیم دیگری را مثلا خیلی ذیل امر سیاسی تعریف کنیم، مثلا بگوییم ما ملت_دولتی هستیم که از اواخر دوران قاجار، نظم ملت_دولت را پذیرفته­ ایم و درون آن قرار گرفته ­ایم و امری عینی و واقعی است و زمانی متوجه این می­شویم که از ایران خارج شده و با همسایه ­های خود مواجه می شویم، با اینکه مشترکات زیادی داریم، مسلمانیم، قرآن را قبول داریم، قبله واحد داریم، ولی وقتی می­خواهیم وارد شویم، می­ گویند گذرنامه ات را نشان بده. اینجاست که متوجه می­شوید این هویت من، مرز مشخصی دارد.

 

هویت به مثابه امر تمدنی و فرهنگی

یک بار هم هویت را تمدنی و از منظر مدنیت نگاه می­کنیم و می­گوییم انسان ایرانی یک مشترکات تاریخی و تمدنی­ ای با انسان های جهان دارد که از سویی تا 600 کیلومتری مسکو تا جمهوری تاتارستان کشیده شده و از این سو تا جنوب اسپانیا و اروپا و از طرفی تا مرکز اروپا که بالکان باشد نیز آمده است. این اشتراک در ابعاد متافیزیکال و معنوی ای است که انسان ایرانی با انسان های درون جهان اسلام دارد.

مثلا به ­عنوان یک ایرانی می­روی انگلستان، بعد از یک مدت احساس می­کنی راحت­تر می­توانی با آن پاکستانی ارتباط بگیری، یا با مسلمانی که از هند است خیلی راحت­تر وصل می­شوی تا یک آلمانی. نه­ اینکه آن فرد آلمانی را دوست نداری، در محل کار می­توانی مراوده خوبی با او داشته باشی اما وقتی می­خواهی با فردی بنشینی و خیلی راحت گپ و گفت کنی، با آن مسلمان راحت ­تر هستی. یک ­مقدار عمیق ­تر که بشویم، مثلا درباره عاشورا شما با اهل سنت آن­قدری راحت نیستید که با یک لبنانی شیعه احساس راحتی می ­کنید.

 

هویت به مثابه امر انسانی

همچنین می توان هویت را مثابه هویت انسانی در نظر گرفت و گفت انسان مشترکاتی دارد و از منظر انسانِ جهان­ وطن به هویت او نگاه کنیم.

 

جهان معاصر و پیدایش ابعاد هویتی جدید

مولفه ­های جدیدی در جهان شکل گرفته و به­ نوعی ملزوماتی را برای انسان­ ها پدید آورده است. مثلا وقتی جامعه ­شناسی خوانده­ ای و فرد جامعه شناس دیگری را پیدا می­کنی، احساس زبان مشترک داشتن با او می­کنی و از جهت هویت حرفه ­ای احساس هماهنگی می­کنی با او.

هویت ابعاد گسترده­ ای دارد و در این میان اشخاص، مؤلفه­ های خویش را طبقه ­بندی می­کنند، مثلا شخصی شیعه است، مسلمان است، ایرانی است، مرد است، دانشمند است اما می­گوید آن چیزی که هویت اصلی خویشتن می­دانم، یعنی دوست دارم با آن شناخته شوم، شیعه بودن است که اینجا مرد بودن یا دانشمند بودن در حاشیه قرار می­گیرد.

 

مدرسه نگاه: آیا همچنان می­توان روح مشترکی را برای مردم ایران در نظر گرفت یا اینکه اساساً واژه مردم چند پاره شده است؟!

مدرسه نگاه: باتوجه به آنچه در کتاب­ هایتان آورده ­اید، نباید به­ دنبال عامل یکسان ­ساز برای هویت باشیم. وقتی هویت ملی را در نسبت با عصر جهانی ­شدن می­بینیم، صحبت از یک روح مشترک برای یک ملت قابل توجیه نخواهد بود. آیا شما معتقد به این هستید که با تمام تفاوت­ های موجود همچنان می­توان روح مشترکی را برای مردم ایران در نظر گرفت یا اینکه اساساً واژه مردم چند پاره شده است و نمی­توان از مردم به­ مثابۀ یک کلّ نسبتاً همگن سخن گفت؟!

ثابتات هویت جمعی در دریایی قرار گرفته ­اند و دائما در جولان هستند

دکتر میری: نمی­توان کتمان کرد که باتمام تحولاتی که خصوصا در دوران کرونا یا پساجدید به­تعبیر خودم، کماکان در عصر ملت­_دولت­ ها هستیم و همچنان این سامان، پرارجاع ­ترین نهادی است که بشر در تاریخ خودش ساخته است و بشر ذیل آن، هستیِ اجتماعی خودش را صورت ­بندی کرده است. درست است که نسبت­ هایش با پیرامونش و هویت جهانی، احتمالا خیلی سیال شده و مرزهای آن به­ نوعی زدوده شده یا کمرنگ شده است.

اما مفهوم روح ملت؛ ممکن است حسن ­هایی داشته باشد اما مضراتی هم برای آن محتمل است، یکی از این مضرات، تزریق این حس به جامعه است که کأنّه یک جوهرِ واحدِ لایزالِ لایتغیری وجود دارد که با تمام تغییر و تحولاتی که در جهان رخ می­دهد، ما می­خواهیم همانطوری که بودیم بمانیم. این به ­نوعی راه را باز می­کند بر آن فلسفۀ سیاسی ­ای که ثابت بودن را ارزشی ذاتی ببخشد و برای تحول قبح ذاتی قائل شود. در حالی که هویت انسانی، چه جمعی و چه فردیِ آن، دائما در سیالیت است. من قائل به این نیستم که انسان هیچ نقطۀ ثابتی ندارد، اما آن ثابتات، در یک دریایی قرار گرفته که دائما در جولان است. حالا اگر بخواهیم برای هویت جمعی ذاتی قائل شویم، به­معنای جوهر یا مُثُل نیست که قابلیت هیچ تغییری نداشته باشد.

اگر دیدید گفتمانی اصرار دارد که بگوید ایرانیان از چندهزار سال پیش همین ذات را داشتند که تغییر نکرده و همین زبان را هم داشتند و تغییری نکرده، بدانید اینجا با یک ایدئولوژی روبرو هستیم. ایدئولوژی ­ای که از منظر گفتمانی، یک سنتی یا عده ­ای به ­دنبال این هستند که بایدها و نبایدهای ازلی ­ای بسازند که هیچ نسبتی با امر واقعی سیال ندارد. من مقداری با این مفهوم روح، چالشی دارم، اما از آن طرف قائل نیستم که ایرانیان هیچ تفاوتی با روس­ها ندارند. علامه جعفری مفهومی تحت عنوان فرهنگ مشترک بشری دارد و می­گوید برای فهم آن نمی­توانید به آدم ­های کوچه و بازار رجوع کنی، باید سراغ متفکران بنیادین بروید که به بنیان­ های استعلایی اندیشیده ­اند، وقتی به آنها که در زمان و مکان­های مختلف هستند مراجعه کنید، متوجه مشترکاتی می­شویم و این نشان می­دهد انسان مشترکاتی دارد.

بنابراین میان این دو نگاه باید میانه­ ای را در نظر گرفت و آن صورتی است که امر جمعی خود را امروز در آن تعریف کرده ­ایم که ملت _ دولت است، این هم یک امر واقعی و صورت تاریخی ای است که اکنون در آن قرار گرفته­ ایم.

 

مدرسه نگاه: تمایز گفتمان انقلاب و گفتمان نظام که مطرح کرده اید چیست و آیا دین توانایی تجمیع ظرفیت ­های تاریخی ایران را همچون اوایل انقلاب دارد؟!

نظام جمهوری اسلامی همچون سایر نظام های انقلابی در تحقق آرمان­ های انقلابش موفقیت کاملی نداشته است

دکتر میری: لازم است تتمه­ ای بزنم چون مطمئنا از تعابیر من کج­فهمی­ ایجاد شده و می­شود.

انقلاب در آن تعبیری که من دارم، صفت اسلامی یا غیراسلامی به آن نمی­خورد. انقلاب یک رخدادِ فقط در ایران نبود، بلکه تحولی در تاریخ معاصر بشر رخداده بود، انسان از رعیت­ وارگی یا ابژه ­وارگی وارد دوران سوژه­ وارگی شده بود و این اتفاق اول در فرانسه افتاد و به معنای این نیست که آنها مبدعِ این بودند. عدالت، آزادی، برابری که در ایران به­آن توحید می­گفتند _به­ معنای وحدت نوع انسانی_ آرمان و آرزویی است که انبیاء و اولیاء و فلاسفه و دانشمندان و عرفا و فقها داشتند. حالا به ­دلایل تاریخی این اتفاق اول در فرانسه افتاد، آنجا محقق نشد، همچنین در روسیه، چین، کوبا و ایران نیز محقق نگشت، اما این بدان معنا نیست که نظامی که می ­آید یک چیز ابلیسی است.

بحث روی این است که اساسا در عالم ماده و بشریت، وقتی انفجار رخ می­دهد، این ایده­ آل نمی­تواند خودش را کاملا محقق کند. مثل اینکه قبل از ازدواج فکر می­کنی اگر ازدواج کنی عشق برین را تجربه می­کنی، یک­ ماه از ازدواجت که می­گذرد یک ­دفعه همه ­چیز برایت فرو می­ریزد، آیا بدین معناست که ازدواج چیز بدی است؟! خیر، به ­این معناست که ازدواج مقتضیاتی دارد که آنچه عشق می ­نامیدی، با آن متفاوت است. نظامی که آنرا جمهوری اسلامی می­ نامیم، یکی از صوری است که تلاش می­کرده ایده ­آل ­های انقلاب را محقق کند، اما نظام است، رابطۀ این همانی با انقلاب ندارد. فلذا نیروهایی که بیرون نظام قرار گرفته ­اند لزوماً ضد انقلاب نیستند، هرچند ضد نظام هستند.

22 بهمن 57 که انقلاب پیروز می­شود، فروردین 58 نظام جمهوری اسلامی شکل­ میگیرد، در این میان که کمتر از سه­ ماه است، مثل سیصد سال بوده است، و شاهد انواع کنش ­ها، تحولات، روزنامه­ ها، خبرها … رخداد بوده ایم. وقتی نظام شکل گرفت، سوالاتی مطرح است که ایدۀ بنیانی آن چه ­خواهد بود و انکار چه چیزهایی خواهد بود؟! نظام جمهوری اسلامی می­خواست انکارِ دوران پهلوی باشد که در آن زمان ایده ­آل ­های نظام مشروطه را نابود کرده و تبدیل به سلطنت فردی شده بود که همه­ چیز در پادشاه منحصر میشد. جمهوری اسلامی امکان ­هایی را پیش ­روی انسان ایرانی و جهانیان قرار داد که امور ملت و دولت را براساس منویات فردیِ پادشاه نمی­خواهیم انجام دهیم بلکه براساس شورا و مشورت جلو میرویم، لذاست که مجلس ملی به شورای اسلامی تبدیل شد، یعنی حاکمیت در مشورت با مردم امورات را جلو می­برد. اما آرام آرام ایدۀ بنیادین شورا و مشورت که اول انقلاب بود، حالا براثر جنگ، تحریم، فشار خارجی یا هرچه بود، تبدیل شد به ایدۀ تمکین یا اطاعت. یعنی ملت، باید تمکین کند به قدرت، به ­خاطر نظم و مصلحت. این اتفاقاتِ امروز، یک­ سمتش اروپایی­ ها و اسرائیل و آمریکا هستند اما اگر چیزی درون ما شکسته نبود، منفذی از بیرون ایجاد نمیشد. آنچه شکسته شده بود، صامت شدن جامعه بود، یعنی جامعه طرفِ مشورت نبود.

 

مدرسه نگاه: به­نظر شما کدام ایده یا روایت و نظریه هویتی تناسب بیشتری دارد با حال و روز فعلی مردم ایران؟! همچنین این ایده باید چه ملاک­هایی را برای روایت­گری­اش باید در نظر بگیرد؟!

ضرورت رویکرد جامع نسبت به ملت ایران در نظریه های هویتی

دکتر میری: من معتقدم سه ­کلان روایت معاصر در ایران وجود دارد که برساخت­ های معاصر هستند.

گفتمان هویتی باستان­ گرا

یک کلان روایتی هست که امر هویتی یا هویت جمعی ما را ذیل امر باستانی قرار می­دهد و قائل است شکوفاترین و مهم­ ترین دورۀ تاریخیِ ما دوران باستان است و ورود اسلام به ایران را فاجعه می­داند که باعث زوال هویت ایرانی شد. اینجا به اشعار فردوسی هم تمسک می­کنند. مروجین آنها عبارتند از پورداوود و محمود افشار و جواد شیخ ­الاسلام و سیداحمد کسروی تاحدودی، مهندس ناصح ناطق و در دوران کنونی مثل حمید احمدی، سیدجواد طباطبایی و برخی دیگر.

شهید مطهری در خدمات متقابل ایران و اسلام گفته است: اگر بخواهیم ایران و هویت ملی را با زبان ناسیونالیست­ های باستان­گرا تعریف کنیم، تقریبا بیست سه میلیون آنها بیرون ایران قرار می­گیرند، چراکه ایده ­آل­ هایی که اینها می­گویند در آنها وجود ندارد.

گفتمان هویتی دین­ محور

کلان روایت­ دیگر، امر دینی را محور شکل ­گیری هویت ایرانی می­داند. این امر دینی خودش به دو قسمت تقسیم می­شود: 1. اسلام به­ معنای عام کلمه ، 2. تشیع به­ معنای خاص کلمه. در گفته­ های شهید سلیمانی داریم که ما ملۀ مسلمانیم، ملۀ امام حسینیم.

گفتمان هویتی تجددگرا

این کلان ­روایت، امر معاصر و هویت منبعث از تجدد را محور هویت ایرانی قلمداد می­کند. تاریخ هم مهم هست اما این چیزی نیست که به ما الگو می­دهد، علم و ساینس و مدرنیته و مدرنیزاسیون است که می­تواند راه را مشخص کند. علت عقب­ افتادگی ما نیز غفلت­مان از اینها بوده است.

جمع بندی:

این سه­ صورت بندی از امر جمعی، تقریبا در این صد و پنجاه ساله، به­ نوعی به­ موازات یکدیگر در زیست­ جهانِ انسان ایرانی و نظام­ معناییِ جمعی ایرانیان حاضر بوده است و ­گاهی نیز با یکدیگر به برآیندی رسیده ­اند. هرکدام از اینها هم به­ صورت ایده و هم به ­صورت نیروهای سیاسی و اجتماعی، در جامعۀ ما وجود دارند و بدون شک حداقل تا سال 57 بدنۀ اصلی جریان دینی بوده است که توانست انقلاب را مدیریت کند و حتی عنوان آنرا انقلاب اسلامی قرار دهد.

 

ضرورت پیوند سه گفتمان هویتی برای احیاء ظرفیت های ایران و ایرانیان

حالا چگونه می­توان این سه ­کلان ­روایت را به یک سنتز رساند؟! آیا چنین امکانی وجود دارد که سنتزی داشته باشیم که هویت ایرانی هم تاریخ باستانش برایش مهم باشد، هم تاریخ اسلام و دوران تشیعی که داشته و همچنین روی به آینده داشته باشد و تجدد و پساتجدد برایش مهم باشد تا در تنافر و تنازع با یکدیگر قرار نگیرند؟!

ما باید بتوانیم هویت را با نگاه نوسهروردیانه بنگریم و ایران را به­ مثابۀ ملک مشاع بدانیم و مثلا انواع زبان­ ها را شامل هویت ایرانی بدانیم و ساز و کار اینها را نیز تعریف کنیم که اتفاقا مدل­ های ایرانی­اش هم موجود است و در کتاب تأملی درباره ایران گفته ­ام. متاسفانه اکنون در نظام جمهوری اسلامی تکثرها تقریبا به ­حاشیه رانده شدند و تنوعات انکار شده­اند و شاید تنها ایدئولوگی که امروز می ­آید در میدان، صحبت می­کند، صورت­ بندی می­کند و به­ نوعی می­خواهد راهکار نشان دهد و بقیه همه ساکت هستند و تبدیل به بوروکرات شدند، فقط خود رهبری است. تقریبا هیچکدام از نیروهای سیاسی هیچ چشم­ انداز روشنی ندارند و به همین جهت ما قدرت بازسازی و اصلاح نظام را در نسبت با ایده آل های انقلاب اگر نابود نکرده باشیم بسیار تقلیل داده ایم. ایده آل های انقلاب اسلامی عبارت بودند از عدالت، آزادی، وحدت نوع انسانی یعنی جامعه بدون تبعیض، اما آیا واقعا قدرت در جامعۀ ما مبتنی بر عدم تبعیض شکل می­گیرد؟!

 

مدرسه نگاه: یعنی این نتوانستند ناشی از این نیست که فناوری به­رسمیت شناختن و مشارکت دادن تکثرات را نداریم بلکه اراده ه­ای بر این وجود ندارد؟!

دکتر میری: به این معنا که انقلاب این ظرفیت را در جامعۀ ایران ایجاد کرده است؛ به ­ما می­گوید شما رعیت نیستید. تو فاعل شناسا هستی و سوژه ­ای، اینرا انقلاب به ما داد. جهانیان و برخی سیاستمداران در تلاش هستند تا مردم را از انقلابی که کردند پشیمان کنند، اما واقع امر این است که انقلاب، امر پلیدی نبود، انقلاب گفت نمی­خواهیم تمام حق سرنوشت را یک نفر یا پنج نفر یا یک خاندانی مدیریت کنند. خب این کجایش بد است که شما در زندگیِ مدنی خودت مشارکت حداکثری داشته باشی و نه شرکت در انتخابات که امروز شده است؟! این هویت را انقلاب به جامعه ایران داد.

فقه سنتیِ مخالفِ انقلاب اسلامی ریشۀ اعتراضات مردم

جالب است که گفتمان جمهوری اسلامی با فقه پویا شکل گرفت اما ادارۀ نظام با فقه سنتی. یعنی افراد و گفتمان ­هایی که اساسا با سوژه و سوژه­ وارگی و انقلاب هیچ نسبتی نداشتند و حتی انکارش می­کردند، پس از جنگ سوار نظام شدند و گفتمان طراز نظام شدند. حالا اینها امروز می­گویند زن که برابر با مرد نیست. محرّک این زنانی که امروز در جامعه ایران بیرون آمدند، اروپا و امریکا نیستند، اگر عمیق و از منظر جامعه­شناسی معرفت نگاه کنید، اینها دقیقا اتصال دارد به سوژۀ انقلاب زیرا انقلاب بود که گفت زن با مرد یکی است، زن فاعل شناسا است و باید بیرون آید. جمهوری اسلامی که شکل گرفت آرام آرام شرایط تغییر کرد به­طوری که باید زن، مرد را تمکین می­کرد و ملت هم قدرت را. خب یقینا ملتی که انقلاب کرده و ریشه در آن دارد، این نظم را فرو می­ریزد. حالا اگر نخواهیم این نظم فرو بریزد، باید نسبت خودمان را با گفتمان انقلاب بازسازی کنیم، نه­اینکه فقط منتظر باشیم رهبری وارد شود و صحبت کند، همه کسانی که فکر و اندیشه دارند باید بیایند وسط.

اشتراک گذاری:

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

انقلاب اسلامی و تولد انسان جدید

https://dl.negahschool.ir/course/dahe-fajr/clip/nazemi02.mp4

پیروزی در واقعیت، شکست در روایت

[embed]https://dl.negahschool.ir/course/dahe-fajr/clip/ranjbar.mp4[/embed]

معجزه‌ی انقلاب، تغییر مقیاس دینداری

[embed]https://dl.negahschool.ir/course/dahe-fajr/clip/pirozmand.mp4[/embed]

عصر بحران و مادرانگی

[embed]https://dl.negahschool.ir/course/dahe-fajr/clip/nazemi01.mp4[/embed]

آیا قانون راه حل است؟

[embed]https://dl.negahschool.ir/course/dahe-fajr/clip/bonianian.mp4[/embed]
بدون شاخص های بومی پیشرفت و عدالت در حکمرانی جهانی شاخص ها هضم می شویم

حکمرانی شاخص‌ها

[embed]https://dl.negahschool.ir/course/dahe-fajr/clip/mostavi.mp4[/embed]
قدیمی تر هویت ایران امروز؛ چالش یا بحران؟!
جدیدتر معرفی کتاب هویت شناسی از دکتر موسی نجفی

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

محصولات فروش ویژه
  • متن‌خوانی کتاب "از شار تا شهر"
    متن‌خوانی کتاب "از شار تا شهر"
  • متن‌خوانی کتاب اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی
    متن‌خوانی کتاب اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی
  • متن‌خوانی کتاب شهری شدن سرمایه
    متن‌خوانی کتاب شهری شدن سرمایه
  • متن‌خوانی کتاب تکامل نهاد‌ها و ایدئولوژی های اقتصادی
    متن‌خوانی کتاب تکامل نهاد‌ها و ایدئولوژی های اقتصادی
  • سلسله نشست‌های زیست‌بوم اقتصاد جمهوری اسلامی
    سلسله نشست‌های زیست‌بوم اقتصاد جمهوری اسلامی

محبوب ترین آموزش ها

  • درسفگتار طرح کلی اندیشه اسلامی | آیت الله میرباقری
  • درسگفتار زیست شهرهای نوین مولد | تحول در شهرسازی
  • دنیا هتل نیست | نسل جدید و تربیت دینی

دسترسی سریع

  • خانه
  • تماس با ما
  • سبد خرید
  • وبلاگ

بخش های سایت

  • لیست دوره ها
  • درباره نگاه
  • راه های ارتباطی
  • پنل کاربری

واحد پشتیبانی

تیم پشتیبانی ما آماده پاسخ‌گویی به سوالات شما در هر زمان است تا تجربه یادگیری شما بدون مشکل و راحت باشد.

تماس با پشتیبانی
Telegram Instagram M-icon-aparat M-icon-bale M-icon-eitaa

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید!

info@negahschool.ir
|
025-33551835

©  کپی رایت کلیه حقوق مادی و معنوی برای این سایت محفوظ می باشد.

شرایط و ضوابط

جستجو

جستجو با زدن Enter و بستن با زدن ESC