در این مصاحبه به بررسی عمیق و انتقادی ماهیت و کارکرد نهاد دانشگاه در ایران پرداخته میشود. اشاره میشود که دانشگاه، بهعنوان یک ساختار مدرن، در ایران نهادی استعماری است که اساساً برای خدمت به منافع قدرتهای خارجی، بهویژه ایالات متحده و انگلستان، طراحی شده است. این روند ریشههای تاریخی دارد که از دوران پهلوی آغاز شده است. دانشگاههای ایران، برخلاف نمونههای غربی مانند هاروارد یا MIT، نه تنها کارکرد مشابهی ندارند، بلکه گاهی کارکردهای معکوس از خود نشان میدهند؛ به این معنی که بهجای حل مسائل داخلی و صنعتی کشور، به تولید نیروی انسانی و مقالات علمی برای صنایع و سازمانهای اطلاعاتی خارجی کمک میکنند.
این دیدگاه با تاریخچه ورود استعمار به ایران پیوند خورده است؛ جایی که قدرتهای خارجی با استفاده از برتری نظامی و تکنولوژیکی، مانند توپ، ایران را تضعیف کردند و سپس با ایجاد زیرساختهایی همچون راهآهن و بانکها، منافع خود را تأمین نمودند. هدف اصلی این طراحی، جلوگیری از تبدیل شدن ایران به یک قدرت بزرگ مادی، اقتصادی و صنعتی بوده است. در نتیجه، فضای دانشگاهی کنونی منجر به «بحران هویت» در دانشجویان شده است؛ به گونهای که افراد ناخودآگاه یا آگاهانه در خدمت اهداف استعماری قرار گرفته و هویت ملی، اخلاقی و معنوی خود را تضعیف میکنند.
با این حال، انقلاب اسلامی توانسته از همین نهادهای استعماری به نفع خود بهرهبرداری کند و در حوزههایی مانند توسعه موشکی و پهپادی، نیروهای متخصص تربیت نماید. محور اصلی این تحول، «انسان انقلاب اسلامی» است که با اتکا به سرمایههای عظیم فرهنگی، معنوی و علمی کشور، قادر به تولید علم و خلق تمدنی جدید است و برخلاف رویه گذشته، به دنبال خدمت به ایران و نه بیگانگان است. برای تحقق این هدف، تأکید بر ضرورت تغییر هویت عمومی دانشگاه در ایران به سمت هویتی اسلامی، شیعی، ضد استعماری، ملی، خودباور و اخلاقی-معنوی است. این تحول نه از طریق ساختارهای مکانیکی، بلکه با تربیت انسانهایی فداکار، متعهد و بصیر محقق میشود که میتوانند ساختارها را متحول کرده و گفتمانی جذاب و فراگیر ایجاد نمایند. در این مسیر، سازش و انعطاف در ادبیات گفتمانی برای جذب طیف گستردهتری از مخاطبان و در نهایت، خدمت به ایران ضروری است.
قوانین ثبت دیدگاه