در این مصاحبه به چرایی عدم موفقیت دانشگاه در تربیت انسانهایی در تراز انقلاب اسلامی، مانند شهید چمران، پرداخته میشود. استدلال اصلی این است که دانشگاه مدرن نهادی است که ریشه در جریان تجدد غربی دارد؛ جریانی که بر اعراض از انبیا و دین، و ساخت تمدنی بر مبنای ایدئولوژی غیر الهی استوار است. تمدن مدرن از طریق تولید دانش، فناوری، ساختارهای اجتماعی و سبک زندگی، فرآیند نیاز و ارضای اجتماعی را در دست گرفته و با ایجاد نظم جهانی، سلطه خود را تحمیل کرده است. نفوذ غرب در ایران، که از فنون نظامی و تأسیس دارالفنون آغاز شد، ساختارهای سیاسی و فرهنگی را متأثر کرد. دانشگاه به عنوان یکی از مهمترین ارکان دولت تنظیمگر مدرن، برای تربیت انسان متناسب با عصر روشنگری و جامعه بازار (انسانی سوداگر و در پی منافع) طراحی شده است. از این رو، انتظار تربیت انسان فداکار، مجاهد و ایثارگر از این نهاد، انتظاری نابجاست.
برای تحول دانشگاه، صرف اصلاحات ظاهری مانند اضافه کردن واحدهای معارف یا اتخاذ رویکرد «خوب و بد» کردن غرب مانند ایده ژاپن اسلامی ناکافی و حتی خطرناک است، چرا که نفوذ تمدن غرب عمیق و لایهای است. راهبرد اصلی، «برخورد تمدنی» و «هضم» کل غرب در تمدن جدید اسلامی است. این کار مستلزم خلق یک رؤیای جدید برای دانشگاه، تغییر شبکه تحقیقاتی، و سامان دادن به یک نظام فکری است که رابطه توحید و عمل اجتماعی را برقرار سازد. چنین تحولی باید در تراز جهانی صورت گیرد، زیرا نظم جهانی در حال تغییر است و اگر انقلاب اسلامی نتواند موازنه قدرت جهانی را به نفع خود تغییر دهد و نهادهای قدرت و علم جدید تولید کند، قادر به دگرگونسازی نهاد تعلیم و تربیت جهانی نخواهد بود. سهلپنداری در برابر تمدن غرب موجب میشود که یا در آن هضم شویم و یا منزوی گردیم. در نهایت، دانشگاه اسلامی باید نظامی را بنا سازد که در تمام ابعاد خود (از محتوا و روش تا ساختار)، در خدمت آرمانهای انقلاب و اقامه توحید باشد.
قوانین ثبت دیدگاه