در این مصاحبه، به وضعیت کنونی دانشگاه و علم در ایران پرداخته شده است. تأکید میشود که به جای نگریستن به دانشگاه به مثابه یک «محصول»، باید آن را با در نظر گرفتن تکوین تاریخی و نسبت آن با عوامل بیرونی بررسی کرد. وضعیت علم در دانشگاهها «دچار بازارزدگی» دانسته شده و از دنبالهروی از الگوهای موفق غربی انتقاد میشود. دو مدل غالب علم و جامعه مطرح میشود: مدل اروپایی که بر «جستجوی حقیقت» استوار است و علم را برتر از هر چیز میداند، و مدل آمریکایی که حول «بازار» و «بقا» شکل گرفته است. هر دو این مدلها در دوران پسامدرن، با از دست دادن معنای بنیادی حقیقت، دچار ضعف و فرسودگی شدهاند.
در مقابل، جمهوری اسلامی ایران، ایدهای متفاوت برای علم و دانشگاه مطرح میکند. این ایده بر محور «انسان» و «استقلال» بنا شده و نهاد علم را در نسبتی استخدامی با انسان و جامعه تعریف میکند. استقلال به معنای انزوا نیست، بلکه به معنای «حق تعیین سرنوشت» و ایجاد «قدرت ملی» از طریق تولید علم و دانش است. دانشگاه در این چشمانداز، باید از نقش یک مصرفکننده به تولیدکننده تغییر یابد. باید «خطاب» روشن و مستقلی داشته باشد که نه تنها به بازار یا الگوهای غربی محدود نشود، بلکه به حل مسائل بنیادی انسانی و اجتماعی بپردازد. این خطاب استقلال، بهویژه در فلسفه و علوم انسانی، توانایی ایران را برای ارائه راهحلی برای «بحران معنا» در جهان امروز مطرح میکند. این رویکرد، دانشگاه را به ابزاری برای حرکت رو به جلو و ایفای نقش مؤثر در جهان تبدیل میکند.
قوانین ثبت دیدگاه