در این مصاحبه، به بررسی کارکرد دانشگاه در ایران و تعامل آن با فرهنگ عمومی پرداخته میشود. یکی از نگرانیهای اصلی، فاصله گرفتن خروجیهای دانشگاه از فرهنگ عمومی جامعه و تضعیف باورها و اعتقادات دانشجویان است. این وضعیت، که از آن با عنوان نوعی «استحاله فرهنگی» در دانشگاه یاد میشود، باعث شده است که بخش قابل توجهی از دانشجویان از حوزه فرهنگ عمومی دور شده و گاهی حتی در تقابل با هویت ملی-اسلامی قرار گیرند.
مصاحبه به ریشههای تاریخی این چالش میپردازد و اشاره میکند که ایران در مواجهه با جهان مدرن، ابتدا تفاوت نظامی را درک کرده و برای جبران آن به دنبال فناوری رفت. اما تکنولوژی مدرن مانند «اسب تروآ» عمل میکند، به این معنا که در بطن خود، مفاهیم، فلسفهها و بنیادهای معرفتی غرب را پنهان کرده و ناخودآگاه به فرهنگ میزبان منتقل مینماید. علم مدرن، ریشه در عقلانیت ابزاری و سکولار شدن فرهنگ غرب دارد که مرجعیت کلیسا را کنار گذاشته و بر تسلط بر طبیعت متمرکز است.
از نظر منطقی، بنیادهای معرفتی علم مدرن با باورها و زیست دینی ناسازگار است. این ناسازگاری در علوم انسانی به دلیل ماهیت سوژه آنها (انسان و باورها) سریعتر و آشکارتر خود را نشان میدهد، در حالی که در علوم فنی و مهندسی این چالش دیرتر بروز میکند. تحقیقات دهههای اخیر نیز حاکی از روند فزاینده سکولار شدن در میان دانشجویان، بهویژه در رشتههای علوم انسانی، بوده است.
برای مواجهه با این چالش، احیا و تقویت فرهنگ بومی و ظرفیتهای درونی آن، از جمله فقه، فلسفه و عرفان اسلامی، ضروری است. همچنین، بحران معنا در غرب، به عنوان فرصتی برای خودآگاهی فرهنگی در جهان اسلام تلقی میشود تا با اتکا به ظرفیتهای درونی خود، به این چالشها پاسخ دهد.
قوانین ثبت دیدگاه