آقای فاطمی در مصاحبه خود پیرامون نقد دانشگاه به نکاتی اشاره دارند که خلاصهای از آن در ادامه خواهد آمد:
1- ریشه بسیاری از مشکلات کنونی نهاد دانشگاه، در اخذ و تقلید ناقص و کورکورانه از فرم دانشگاه غربی است بدون توجه به غایت یا هدف واقعی این نهاد در خاستگاه اصلی آن. در این رویکرد مقلدانه، توجه اصلی بر محتوا و ظواهر (مانند تولید مقاله ISI) متمرکز شده، در حالی که فرم و ساختار زیربنایی و نسبت آن با نیازهای بومی کشور نادیده گرفته شده است. در واقع دانشگاه کنونی از کارکرد اصلی خود که تربیت نیروهای کارآمد و حل مسائل کشور در راستای اهداف انقلاب اسلامی است، فاصله گرفته و دچار بیحاصلی و پوچی شده است.
2- ما برای درک نظام مسائل کشور و ایفای نقش مؤثر دانشگاه در جامعه نیاز به علوم انسانی و اجتماعی به عنوان ابزاری حیاتی داریم.
3- همچنین ضرورت دارد که فرم دانشگاه نقادی شده و غایتی متناسب با اقتضائات انقلاب و کشور را تعریف شود. اینگونه دانشگاه مبدأ تحول و تولیدکننده عزت و کارآمدی واقعی خواهد شد، نه آنکه دانشگاه صرفاً محلی باشد برای تولید مدرک یا تقلید بیهدف که منجر به مهاجرت نخبگان نیز میشود. دانشگاه باید نقشی حیاتی در ساختن کشور ایفا کند و این تنها با نگاهی تحولی و متمرکز بر حل مسائل بومی محقق خواهد شد. بیتوجهی به این امر، دانشگاه را به نهادی عاطل و باطل تبدیل کرده است. این وضعیت نیازمند تغییر مبنایی در تفکر و رویکرد است تا دانشگاه به “غایت” مطلوب دست یابد.
4- پیشرفت واقعی نیز در گرو فهم نسبت ما با تاریخ غرب، نقد دستاوردهای آن، و تعریف مسیر مستقل بر اساس مبانی و نیازهای خودمان است. مشکل اصلی در این مسیر، مطلق پنداشتن غرب و نادیده گرفتن خاستگاه و غایت واقعی نهادهای آن است که منجر به بیثمری و روزمرگی میشود.
قوانین ثبت دیدگاه